حكيم ميسرى

پيشگفتار 26

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

و نيز رجوع كنيد به بيت‌هاى : ( 3343 ) و ( 3345 ) و ( 1322 ) و ( 995 ) و ( 975 ) . 5 - استعمال « گر » و « ار » به معنى « يا » و « ارنه » به معنى « يا نه » . بينبويانش به جند بيستر زود * و گند سوخته گر بوى گر دود ( 2602 ) گر از خون بود رگ بگشاى ز اوّل * ز دستش با سليق ار نيز اكحل ( 1611 ) و لختى انگبين برگِ سداب آر * و مويز آب ، ارنه ، از شراب آر ( 1769 ) و گر ضيقِ نفس باشد كسى را * ز بلغم گر ز خون و گر ز صفرا ( 1609 ) 6 - استعمال ، بر ، در ، درون ، اندر ، بعد از اسامى و ضماير مصدّر به « بر » اضافه يا « ب » اضافه و « ز » اضافه : كمون و ورد و آب سركه آور * بياميز و طلا كن بر شكم بر ( 2678 ) از آن روغن بتن در گو همى مال * كزين روغن شفا يابد على الحال ( 3435 ) ز نوشادر گلو از هم گشايد * ز چشم اندر سپيدى او زدايد ( 500 ) و گر به شكم درون كرم درازست * بداروهاى نيك او را نيازست ( 2775 ) و رجوع كنيد به بيت‌هاى : ( 2590 ) و ( 2487 ) و ( 3452 ) و ( 2763 ) و ( 2956 ) و ( 2960 ) و ( 2779 ) . 7 - به كار بردن « ماندن » در معنى متعدّى :